انسان در لبه تعادل روانی

چند روزی از ماه هست که منو می بره به مرز تحمل روانیم. اونجائی که اگه یه خورده مواظب نباشم چند حالت برام ممکنه پبیش بیاد.

گریه، که به شدت سعی می کنم جلوش رو بگیرم. چون جلوی همکارا و مشتریا خیلی ناجوره،

عصبانیت، شاید تنها راه تخلیه روانیه و معمولاً با فریاد و داد و بیداد همراه میشه. اونقدر به اونایی که صف وای نمی ستن گیر میدم که نگو و چون مردم دیگه هم منو همراهی می کنن هم تخلیه روانی صورت میگیره و هم احساس یک قهرمان ملی،

این روزائی که نام بردم از 28 ام هر ماه تا 10 ام ماه بعد است که مردم برای پرداخت اقساطشون به بانک مسکن مراجعه می کنند.

ایستادن توی صف دراز و طولانی از هر استاد اخلاقی یه وحشی به تمام معنی می سازه. یکی از دوستان کامنت گذاشتن که مگه تو به اخلاقیات معتقد نبودی این چه جور اظهار نظریه. در پاسخ یه داستان تکراری رو نقل می کنم:

یه پسری از پدرش پرسید، پدر نمی دونم برای من تحمل دوری معشوق سخت تره یا گرسنگی؟ پدر در جواب گفت: هنوز تنگت نگرفته که جفتش یادت بره. 

یک انسان شاید بتونه از اویلن توهین و دومین تحقیر و سومین غر غر جون سالم به در ببره اما نمی تونه از سر و صدای یه پیر زن خسته که دیگه تحمل توی صف وایسادن رو نداره و از خستگی می خاد به یکی گیر بده و خودشو تخلیه کنه در بره.

راه رفتن بر لبه تعادل روانی یکی از کارهایی هست که ما در بانک مسکن برای در آوردن یه لقمه نون انجام می دیم و مدیران به اصطلاح ارشد هم به جای اینکه فکری برای گسترش سیستم های الکترونیک بانک بکنند و مانع از حجوم مشتریان به بانک بشن فقط به فکر منافع خودشون هستند.

والله اعلم.

/ 3 نظر / 6 بازدید
معلم عاشق

ما اجازه نداریم به کل یک جماعت -مثلا "زنها" وقتی پیر میشن- بر اساس ذهنیات خودمون توهین کنیم و طی یک حکم کلی اعلام کنیم "نمیدونم چرا زنها وقتی پیر میشن وحشی میشن" این توهینه -که خیلی زشته.مخصوصا برای کسی که به اخلاقیات معتقده. اما "ایستادن توی صف دراز و طولانی از هر استاد اخلاقی یه وحشی به تمام معنی می سازه."اینم نظر شخصی شماس که دلیلی نداره واقعیت داشته باشه.مثل حرف بابای اون بچه! که مطمئنا نمیشه از روش نتیجه گرفت همه آدمها وقتی تنگشون میگیره جفتشون یادشون میره!![نیشخند]

معلم عاشق

گاهی آدمها برای توجیه رفتار اشتباه خودشون طوری وانمود میکنن که یعنی اگه هرکس دیگه ای هم بود حتما همین رفتار بد رو میداشت! اینکه من بسیارخسته ویا عصبی هستم به من اجازه میده که به بقیه توهین کنم؟ نمیده دیگه[لبخند]

معلم عاشق

و اما درمورد نظرت توی وبلاگم.اگر منظورت به حقوق بگیرهای معلم بود -من معلم یکی از مراکز حمایت از کودکان آسیب دیده ی اجتماعی هستم و بابت این معلمی هیچ حقوقی دریافت نمیکنم.درآمدم از راه شغلمه که مربوط به رشته دانشگاهیم میشه که چون خوشبختانه پروژه ایه میتونم به عشقم که معلمیه هم برسم.اونم معلمی فرشته های کوچیکی که نگاه معصومشون برام راهی جز عاشق شدن باقی نمیذاره.معلمی منبع درآمد و شغل من نیست و عشق منه.[لبخند]پس من ازون معلماییی نیستم که تو صف حقوق و ... غر میزنن[نیشخند]هرچند انتظار میره شما اونها رو هم درک بکنید. براتون آرزوی هدیه ای از آرامش دارم. موفق و موید باشی