زائیدن

چند وقتی می شه که هر مشتری می رسه و می گه می خوام ساتنا کنم - همون حواله آنی بین بانکی که از یک بانک می شه ریخت توی یک بانک دیگه - معاون شعبه می گه که بگو قطع شده.

امروز سوار ماشین یکی از بچه های بانک شده بودم و در مورد طرح مسکن مهر صحبت می کردیم. می گفت آنچنان گندی زدن که مانده ساتنا منفی شده و پول ندارن بریزن تا ساتنا وصل بشه.

از معاون شعبه پرسیدم گفت درست میگه. پس بیخود نیست چند وقتیه دیگه از تبلیغات سریالی بانک مسکن خبری نیست و بیلان و پاداش و ... رو هم نمیریزن.

زیرش زائیدن!

کارمند بانک مسکن ; ٧:۱٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٩
    درد دل های شما! ()    +

بانک مسکن و صادرات مدیریت به جهان

امروز تقریبا یک ماهه که حقوقم قطع شده و پاداش هم که برای اعیاد مختلف به حساب بقیه کارمندا می ریختن به حسابم نیومده.

دو ماهی می شه که عمل کردم و یک ماه هم مرخصی استعلاجی گرفتم.

مدیریت محترم منطقه برای اینکه به اصطلاح خودش گوش مالی به من بده که چرا جراحی کردم و یک ماه مرخصی گرفتم ، با گم کردن برگه مرخصی استعلاجی من در کشاکش بروکراسی اداری، یک ماه حقوق و مزایای منو قطع کرده.

به هیچ جای دنیا هم بر نخورده که یه کارمند بد بخت و دون پایه یک ماه حقوق نگرفته اونم به خاطر یک ماه مرخصی استعلاجی که به تشخیص دکتر بوده.

یاد این گفته رئیس جمهور عزیزمون افتادم که می گفت می خواد سبک مدیریت ایران رو به تمام دنیا صادر کنه و حتما مثلا یه چیزی مثل مدیریت Z ژاپنی ها می خواد بشه.

اما من و هم قطارام این سبک مدیریت رو با گوشت و پوستمون داریم حس می کنیم. سبکی که کارمند بد بخت لابلای چرخ دنده های بروکراسی خرد می شه و مدیران برای اینکه ضعف خودشون توی وظایف مختلف مدیریت رو پوشش بدن قربانی دم دست تر از کارمند ها پیدا نمی کنن.

البته نظر رئیس جمهور محترم حتما مهر ورزی و این قبیل صحبت ها بوده وگر نه دوران برده داری خیلی وقته که سپری شده.

کارمند بانک مسکن ; ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٩
    درد دل های شما! ()    +

نه دیگه این واسه ما دل نمی شه!

هر چی من بهش نصیحت می کنم

که بابا آدم عاقل آخه عاشق نمی شه!

می گه یا اسم آدم دل نمی شه

یا اگر شد دیگه عاقل نمی شه!

بهش می گم جون دلم

اینهمه دل توی دنیاست چرا

یه کدوم مثل دل خراب صاحب مرده من نمی شه؟

چرا از این همه دل

یه کدوم مثل تو دیوونه زنجیری نیست؟

یه کدوم صبح تا غروب

تو کوچه ول نمی شه؟

می گه یک دل مگه از فولاده

که تو این دور و زمونه چششو هم بزاره!

هیچ چیزی نبینه،

یا اگر چیزی دید

خم به ابروش نیاره

می گم آخه بابا جون

اون دل فولادی

دست کم دنبال کیف خودشه

دیگه از اشک چشمش

زیر پاش گل نمی شه

می گه هر سکه می شه قلب باشه

اما هر چی قلب شد دل نمی شه

نه دیگه ، نه دیگه،

نه دیگه این واسه ما دل نمیشه!

کارمند بانک مسکن ; ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸٩
    درد دل های شما! ()    +

انسان در لبه تعادل روانی

چند روزی از ماه هست که منو می بره به مرز تحمل روانیم. اونجائی که اگه یه خورده مواظب نباشم چند حالت برام ممکنه پبیش بیاد.

گریه، که به شدت سعی می کنم جلوش رو بگیرم. چون جلوی همکارا و مشتریا خیلی ناجوره،

عصبانیت، شاید تنها راه تخلیه روانیه و معمولاً با فریاد و داد و بیداد همراه میشه. اونقدر به اونایی که صف وای نمی ستن گیر میدم که نگو و چون مردم دیگه هم منو همراهی می کنن هم تخلیه روانی صورت میگیره و هم احساس یک قهرمان ملی،

این روزائی که نام بردم از 28 ام هر ماه تا 10 ام ماه بعد است که مردم برای پرداخت اقساطشون به بانک مسکن مراجعه می کنند.

ایستادن توی صف دراز و طولانی از هر استاد اخلاقی یه وحشی به تمام معنی می سازه. یکی از دوستان کامنت گذاشتن که مگه تو به اخلاقیات معتقد نبودی این چه جور اظهار نظریه. در پاسخ یه داستان تکراری رو نقل می کنم:

یه پسری از پدرش پرسید، پدر نمی دونم برای من تحمل دوری معشوق سخت تره یا گرسنگی؟ پدر در جواب گفت: هنوز تنگت نگرفته که جفتش یادت بره. 

یک انسان شاید بتونه از اویلن توهین و دومین تحقیر و سومین غر غر جون سالم به در ببره اما نمی تونه از سر و صدای یه پیر زن خسته که دیگه تحمل توی صف وایسادن رو نداره و از خستگی می خاد به یکی گیر بده و خودشو تخلیه کنه در بره.

راه رفتن بر لبه تعادل روانی یکی از کارهایی هست که ما در بانک مسکن برای در آوردن یه لقمه نون انجام می دیم و مدیران به اصطلاح ارشد هم به جای اینکه فکری برای گسترش سیستم های الکترونیک بانک بکنند و مانع از حجوم مشتریان به بانک بشن فقط به فکر منافع خودشون هستند.

والله اعلم.

کارمند بانک مسکن ; ٩:٠۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٩
    درد دل های شما! ()    +

امام حسین

امروز داشتم به یه چیزی فکر می کردم

چند روزی هست که شهر حالت عاشورائی به خود گرفته و کلیه دکه زدند و نذری می دن اما،

چرا دکه؟ چرا از مساجد استفاده نمی کنن ؟

چرا حد اقل به بهونه نذری مردمو نمی کشونن توی مسجد ؟ شاید یه عده ترسشون از مسجد بریزه و بعد از محرم صفرم بخان بیان مسجد؟

کارمند بانک مسکن ; ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٩
    درد دل های شما! ()    +

پیرزن های مومن بی فرهنگ

امروز یه مشتری وحشی داشتم.

اونقدر وحشی که حتی نمی شد باحاش حرف زد.

آخه چرا وقتی مردا پیر می شن خوش برخورد تر می شن.

ولی زنا که پیر می شن وحشی می شن.

مخمو ترکوند.

کارمند بانک مسکن ; ٧:۱٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳ آذر ۱۳۸٩
    درد دل های شما! ()    +